عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

161

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

مقام كرد و حيلها ساخت ، تا دل محمد بن يحيى خوش [ 1 ] كرد ، كه محمد ( را ) بزنهار برند [ 2 ] و گفت : من امان نامهء رشيد خواهم به خط دست او . پس فضل كس ببغداد فرستاد ، تا آن امان نامه بياوردند بضمان همه هاشميان ، و به دو نمودند ، و او را سوى بغداد گسيل [ 3 ] كرد . و چون خبر بهارون رسيد ، همه حشم خويش را و هاشميان را فرمود : تا باستقبال او رفتند ، و او را با عزاز و اكرام اندر بغداد آوردند ، و همه حشم با او تا در سراى او برفتند ، و از آنجا باز گشتند . و هارون فرموده بود : تا خانهء نيكو از بهر او ساخته كردند ، و او را نيكو همى داشت تا هفت ماه . پس جرم به روى نهاد كه : ديلمان بنزديك تو همى آيند و بيعت همى ستانند ، و او را بدين جرم بزندان باز داشت و بفرمود تا زهر اندر طعام كردند و به دو دادند اندر زندان ، تا بمرد ( 67 ) . و هارون رشيد مر برامكه [ 4 ] را بخويشتن ( نزديك كرد ) [ 5 ] خاصه يحيى بن خالد برمك [ 6 ] را با چهار پسر ، چون جعفر و فضل ( و ) محمد و موسى ، و ايشان را بكشيد و بزرگ گردانيد ، و به حدى برسانيد ، كه از آن بزرگتر حد نتواند بود ، و يحيى را پدر خواند ، و جعفر را برادر خواند ، و وزارت ايشان ( را ) داد ، و همه كار بتدبير كرد . و دست و قلم و زبان ايشان بر همه مسلمانان مطلق كرد ، و ايشان هيچ تقصير نكردند از نصيحت كردن مرو را ، و سخاوت كردن با مردمان ، و فرياد رسيدن اندر ماندگان را ، و اخبار ايشان خود معلوم است .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : خويش ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : و محمد بزينهار برند . [ ( 3 - ) ] هر دو : كسل ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : سرانكه ؟ [ ( 5 - ) ] زيادت اين كلمات از ( ن ) است . [ ( 6 - ) ] هر دو : برنك ؟